پنجشنبه ۱۰ مارس ۲۰۱۱

مهر

مهر من مهر توست در تک تک لحظه هایم...

مهر من اینهمه صبوری توست برای رسیدن به لحظه ی دیدار...

مهر من همراهی توست برای لحظه های خوب و بدی که در انتظار ماست...

مهر من دستهای تو شانه های توست برای لحظه های دلتنگی ام...

مهرمن آرامشی ست که در حضور توست...

مهر من اشتیاق نگاه توست برای به خانه رسیدن....

مهر من دلواپسی های شرینت...

مهر من شادی توست درلحظه ناب یکی شدن...

مهر من تویی محبوب من...

عند المطالبه می خواهمت!

5 نظرات:

shokolate talkh گفت...

eydet mobarak,sale khoobi dashte bashi

بابک گفت...

سلام /خواندمت/خوب بودی

نگار گفت...

به قدری این نوشته ات زیباست و پر احساس که بارها و بارها خوندمش عزیزم از خدا شیرین ترین لحظه ها برات آرزو دارم

مهرزاد گفت...

حیف که واقعا مهر ها اینجوری نیستن!

دمادم گفت...

خواستم برای این پستت بنویسم که چشمم افتاد به پست قبلی ات. پس اینجا آمده ای ؟ این شده است حکایت درد و فراق ، نوعی تبعید خودخواسته که بعضی خانه هایشان را و ما نوشته هایمان را برمی داریم و از خانه ای به خانه ای دیگر کوچ می کنیم بی آنکه به جای تازه عادت کنیم. شاید باید دمخور شد، باید عادت کرد و ماند تا توفان بعدی که بوزد و باز ناچار به کوچ اما به کجا. زمین چه کوچک شده برای چند سطر نوشته.
من هم آمده ام به جای جدید . نه بلاگ اسپات و نه وردپرس هیچکدام قابل دسترس نشدند.