چهارشنبه ۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۱

لبخند

این قصه را

-به همه -

همین حالا

می توانی بگویی

تلخندم را

یاد تو لبخند می کند

5 نظرات:

هما گفت...

کاش هیچوقت برعکس نشه!

MiM گفت...

chashm! didam, migam.

عذرا گفت...

خنده‌هاي زير لب .. عشوه‌هاي پنهاني!

عمو آلبرت گفت...

5دقیقس زل زدم و دوباره دوباره می خونمش...
بخش کتایهات رو نگاهی انداختم بهش...خیلی خوب بود...من هم سر خوندن خداحافظ گری کوپر یه چند باری از فرط تعجب هرچی دهنم بود به رومن گاری گفتم!

ا.شربیانی گفت...

لبخند غزل نگاه، شعر یاد، و یادبودش تلخند. سلحشور سوار بر لب، پژواک سربلند زیبائی سرود. بال قلمت غزلخوان، خندان لب