هی زمونه
یه جوری ام
مث همیشه،
نه
انگار یه کم بدتر ازهمیشه
آره انگار صداش بیشتره
لا مصب قلبمو می گم
یکی ام که داره توش رخت می شوره
رخت هفت ساله اش رو نیگر داشته
انگار تمومی نداره
لعنتی
هی می شوره
هی حال منه که بد میشه
هی یه جوریم میشه
هی زمونه
تو که اینهمه تندوتیز میگذری
خب این چند ساعت چرا نمی گذره
سخت نگیر جون من
بزا چشامو وا کنم ببینم گذشته
این چند ساعتو می گم
یه وقت تند نری
ببینم اومده و رفته!
هی زمونه
اصلا بزا بهت بگم
ببین من اونو دوسش دارم
راستش بهت نگفته بودم
آره اینطوریه!
هی زمونه
دلخور نشو
به اندازه کافی خرهستی که بفهمی
خب حالا میگی یا نه؟
این لعنتی کیه که رختاش تموم نمیشه؟؟؟
7 نظرات:
قلب شما خیلی جدیده، مواظبش باش، من تا حالا ندیدم تو قلب کسی رخت بشورن! البته تا الان قلب کسی رو هم ندیدم
"حماقت نکن"شما می تونی بخونی دل!اونوقت شاید دل کسی رو دیده باشی!
پس اینطوریه!!! دوسش داری!رختم که میشوره! خرم که هست ! منم که پرتقال می فروشم!
میگذره نگارم میگذره!
ای بابا ...
بسیار دل نشین بود این ترانه.
سپاس
انگار نوشتی، نمیدانم آنگاه که واژه قلب را میشنوم، آن معنی دیگرش هم تداعی میشود، اما دل هم گاه با شکم نشست و برخاست میکند، اصلا همین که نوشتی قشنگتره، صبح صادق و سحر است انگار
ارسال يک نظر