رد شدن به محتوای اصلی

دوستی من و مرغ هوا

سهراب با سوره تماشایش مرا به به تماشا میبرد.به تماشای آرامترین خواب جهان.امروز صبح بعد از بیدار شدن با خودم زمزمه میکردم...
هرکه با مرغ هوادوست شود
خوابش آرامترین خواب جهان خواهد بود!

من با مرغ هوا دوست شدم.

نظرات

هما گفت…
درود
هما هستم از لینک های وب ذکریا با وبتون اشنا شدم
همه ی پست هاتون رو خوندم نوشته هات به دلم نشست .هرانچه از دل براید بر دل نشیند .
‏هما گفت…
منم کتاب های کلیدر و کوری و ژه و... رو خوندم .
دلم براشون تنگ هم می شه که گاهی دوباره میرم سر وقتشون.
این روزها هم دلم برای البن تنگیده،برا بیخیالیاش و برا دل نبستناش
n گفت…
خواب همیشه یکی از بزرگ ترین موهبت های زندگی من بوده است! خیلی بیش تر از خوراکی! و امروز صبح که پس از یک کوفتگی عجیب جسمی و روانی، مدتی طولانی و یکسره (بدون بیداری) به خواب رفته بودم و بیدار شدم، احساس کردم اصحاب کهف چه حس دلپذیری داشته اند صبح درخشانی که پس از 300 سال از خواب برخاسته اند!!!!
زکریا گفت…
سلاااام
من خیلی سهراب رو دوس ندارم . حس می کنم شاعر باید هم گام با جامعه اش باشه که شعر سهراب اصلا این جوری نیست . نقاشی های سهراب رو خیلی دوست دارم اما