سهراب با سوره تماشایش مرا به به تماشا میبرد.به تماشای آرامترین خواب جهان.امروز صبح بعد از بیدار شدن با خودم زمزمه میکردم...
هرکه با مرغ هوادوست شود
خوابش آرامترین خواب جهان خواهد بود!
من با مرغ هوا دوست شدم.
هرکه با مرغ هوادوست شود
خوابش آرامترین خواب جهان خواهد بود!
من با مرغ هوا دوست شدم.
نظرات
هما هستم از لینک های وب ذکریا با وبتون اشنا شدم
همه ی پست هاتون رو خوندم نوشته هات به دلم نشست .هرانچه از دل براید بر دل نشیند .
دلم براشون تنگ هم می شه که گاهی دوباره میرم سر وقتشون.
این روزها هم دلم برای البن تنگیده،برا بیخیالیاش و برا دل نبستناش
من خیلی سهراب رو دوس ندارم . حس می کنم شاعر باید هم گام با جامعه اش باشه که شعر سهراب اصلا این جوری نیست . نقاشی های سهراب رو خیلی دوست دارم اما